چه کسی مانع ویرانی خواهد شد؟ به قلم مریم دولتیاری
پارت سی و یکم :
معبود خواست دوباره مخالفت کند، ولی انگار چیزی به ذهنش رسید و این کار را نکرد. احتمالاً خودش هم احساس خطر کرده بود. کمی جلو آمد و مقابل پنجره خم شد.
- مزاحمتون که نیستم؟
لبخندی به نشانهی احترام زد و به در اشاره کرد.
- نه، خواهش میکنم، بفرمایید.
معبود سر تکان داد و بعد در عقب را باز کرد و سوار شد. از داخل آینه نگاهی به چهرهی پریشانش انداخت و راه افتاد. برخلاف نیمساعت پی
اسرا
00آرمین برادرش وهمایون آب دهن جمع میکنه پلاک ماشین می نویس یعنی به همه شک داره 🙏